الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
28
تفسير مجمع البيان (فارسى)
از دادن مال كسانى كه سفيه هستند ، به آنها خوددارى كند اكنون براى اينكه ولى تكليف خود را بداند و متوجه باشد كه چه موقع وظيفهء او دادن مال و چه موقع وظيفهء او ندادن مال است مىفرمايد : وَ ابْتَلُوا الْيَتامى : بنا بر اين سرپرستان ايتام ، موظفند كه عقل يتيمان را از لحاظ فهم و صلاحيت دينى و اقتصادى آزمايش كنند و در صورتى كه عقلشان بمرحلهء كمال رسيده باشد ، ثروتشان را در اختيارشان بگذارند . قتاده و حسن و سدى و مجاهد و ابن عباس چنين گفتهاند . حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ : تا بمرحلهاى برسند كه از نظر بلوغ جسمى و روحى بمرحلهء كمال رسيده باشند و بتوانند تشكيل خانواده دهند و از عهدهء وظائف خانوادگى برآيند . منظور از اين جمله اين نيست كه فقط محتلم شوند زيرا نه احتلام دليل رشد كامل جسم و روح است و نه عدم احتلام ، دليل عدم رشد كامل جسم و روح است ، چه افرادى هستند كه محتلم نمىشوند يا اينكه احتلام آنها به تاخير مىافتد . عقيدهء بيشتر مفسران همين است . برخى از آنها گفتهاند : وقتى عقل يتيم كامل و از رشد كافى برخوردار شد ، مالش به خودش داده مىشود و همين هم صحيحتر است . برخى ديگر گفتهاند : تنها كمال عقل كافى نيست بلكه سن او نيز نبايد كمتر از پانزده سال باشد . عقيدهء اصحاب با اين است كه حد بلوغ يا پانزده سال ( در مورد پسر ) يا آمادگى براى ازدواج و احتلام يا روييدن موى زهار است . فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً : اگر رشدى در آنها يافتيد يا شناختيد . . . در بارهء معناى « رشد » اختلاف كردهاند . قتاده و سدى گفتهاند : منظور داشتن عقل و دين و صلاحيت است . حسن و ابن عباس گفتهاند : مقصود صلاحيت در دين و آمادگى براى اصلاح مال است . مجاهد و شعبى گويند : منظور عقل است . بعقيدهء اينان نبايد مال يتيم را به او سپرد مگر اينكه رشد عقلى پيدا كند ، حتى اگر بسن پيرى برسد و از رشد عقلى برخوردار نباشد ، نبايد مالش را به او سپرد . اقوى نظر حسن و ابن عباس است .